نجم الدين الكبرى ( مترجم : محمد باقر ساعدى خراسانى )

115

فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى )

لطيفه ناطقه است و منظور از مركب قالب است و در آن هنگام است كه مركب قالب راكب خود را كه لطيفه ناطقه است بمحاضر حقيقت معرفى مىكند . استغراق سوم مربوط به وقوع ذكر در باطن است و اين واقعيت در صورتى ايجاد مىشود كه ذاكر از ذكر و مذكور غايب شده باشد و ذكرى كه متوجه بدان مىشود در حالتى است كه در كمال حيرت‌زدگى در آمده و غرق در بحر ذكر شده باشد و از نشانهاى آن ، آنست كه هرگاه تو از ذكر غفلت كرده باشى او از تو غافل نشده باشد و مانند پرندهء تيزپرى به پرواز در مىآيد تا تو را متنبه ساخته از غيبت به حضور راهنمائى كند و از نشانهاى آن ، آنست كه سر و كليه اعضاء و جوارح تو را آن‌چنان مىبندد و از كار مىاندازد كه گويا به زنجيرها و بندهاى آهنين بسته شده باشد و از علامات آن ، آن است كه آتش شعله‌ور آن خاموش نمىگردد و انوار رخشنده‌ى آن از ميان نمىرود بلكه همواره انوار آن را در حال صعود و نزول مشاهده مىنمائى و آتشهائى كه در اطراف تو شعله‌ور گرديده آتشهاى برافروخته و صاف است .